من تو را به اندازه یونجه دوست دارم. امضاء : گاو در ویترین پنجره کشتی، دریا را می فروشند. باران، گریه آسمان است به حال ما ! آزادی : میدان بزرگی در پایتخت این سامان است ! گلهای پیراهن مادرم ، بوی بهشت میدهند. همای سعادت که از روی شانه اش برخاست ، تنها یک فضله بر جای ماند. غرش رعد، آسمان را به حقارت می کشاند. با خون خود نوشتم: "من یک خودکار قرمزم".ء
+نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت5:55 بعد از ظهرتوسط محبوبه |
|