|
دهقان فداکار پير شده، چوپان دروغگو عزيز شده، شنگول و منگول گرگ شدن، کوکب حوصله مهمون رو نداره، کبرا تصميم گرفته دماغش رو عمل کنه، روباه و کلاغ دستشون تو يه کاسه اس، حسنک گوسفنداش رو ول کرده تو يه شرکت آبدارچي شده، آرش کمانگير معتاد شده، شيرين، خسرو و فرهاد رو پيچونده و با دوست پسرش رفته اسکي، رستم اسبش رو فروخته يه موتور خريده و با اسفنديار ميرن کيف قاپي، واقعا" چه به سر ايران و ايراني آمده است؟
|
ABOUT ![]()
سلام،به وبلاگ من خوش آمدید. MENU
Home
|